ابراهيم عاملي ( موثق )

348

تفسير عاملي ( فارسي )

هستيد شما هم بايد مثل ما رفتار كنيد . دو قبيله‌ى خزاعه و كنانه پيرو روش آنها شدند . پس از آن چيزهاى ديگر براى خود درست كردند و گفتند براى ما كه « حمس » هستيم در هنگام احرام شايسته نيست روغن بسازيم و كشك بسازيم و خوراك كشك درست كنيم و نيز گفتند : آنهايى كه در خارج حرم هستند غذائى كه از آنجا براى خود مىآورند نبايد در داخل حرم از آن غذا مصرف كنند و چون وارد مكّه بشوند بايد اوّل طواف آنها در لباس « حمس » باشد و اگر لباس « حمس » نداشتند برهنه طواف كنند و بقيّه‌ى عرب را هم بر اين روش وادار كردند و رفتار مىكردند تا آنكه خدا محمّد ( ص ) را فرستاد و دين او را رواج داد . اين آيه نازل شد براى خطاب بقريش كه چنين رسمها داشتند و مقصود از « ناس » بقيّه‌ى عرب است و پس از آن آئين « حمس » و بدعتهاى قريش منسوخ شد . ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه عبّاس گويد : رسول صلَّى اللَّه عليه و آله از عرفات بيامد با سكينه و وقار و اسامه‌ى زيد رديف او بود و مردم را گفت : بر شما باد كه به سكون و آهستگى رويد و رانيد كه برّ و نيكوكارى نه در تاختن اسب و شتر است و شتر رسول عليه السلام نديدم كه بدويد يا تيزتر برفت و ابو صالح روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله يكى را از جمله‌ى صحابه امير حاجّ كرد و او را فرمود تا مردمان را به عرفات برد و آنجا موقّف بدارد از آنجا بيايد آفتاب فرو شده و بمزدلفه آيد آن شب آنجا باشد چون صبح برآيد از آنجا بمشعر الحرام آيد آنجا بموقف بايستد . چون بيامد قريش و حمس را بجمع ديد آنجا ايستاده چون خواست تا ايشان را بگذراند آنجا بايستادند و گفتند : اين موقف و فيضگاه آبا و پدران ماست ما از اينجا نرويم . او برفت و جماعت حاج با او مىرفتند از اهل ربيعه تا به عرفات آمدند . و ايشان آنان بودند كه خداوند ايشان را خواست بقوله « مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ » آنجا موقف كردند تا آفتاب فرو شد از آنجا بيامدند بمشعر و آنجا موقف كردند تا آفتاب برآمد بمنى آمدند . * ( وَاسْتَغْفِرُوا اللَّه ) * - 198 ابو الفتوح نوشته است : مجاهد روايت كند از رسول عليه السّلام كه گفت :